سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
م ح ب ت

   1   2      >

18/2/91
1:0 عصر

توبه از گناهان

بدست س و س در دسته


خدایا از گناهانی که سبب پاره شدن پرده صیانت و حفاظت(عصمت ) می گردد، به تو پناه می برم



از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده است :


   مَن تَابَ ، تَابَ اللّهُ عَلَیْهِ وَاُمِرَتْ جَوارِحُهُ اَنْ تَسْتُرَ عَلَیْهِ ، وَبِقاعُ الأَرْضِ أَنْ تَکْتُمَ عَلَیْهِ ، وَأُنْسِیَتِ الحَفَظَةُ مَا کانَتْ تَکْتُب عَلَیهِ(ـ بحار الانوار : 6 / 28 ، باب 20 ، حدیث 32) .


 « کسى که توبه کند ، خدا توبه اش را مى پذیرد و به اعضایش فرمان مى رسد که گناهانش را بر او پوشیده دارند ، و به قطعه هاى زمین امر مى شود که گناهانش را بر او کتمان کنند ، و آنچه را کاتبان عمل در پرونده اش نوشته اند از یاد آنان مى برند » .


معاویة بن وهب مى گوید : از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم فرمود :


 إِذَا تَابَ العَبدُ المُؤمِنُ تَوبَةً نَصوحاً اَحَبَّهُ اللّهُ فَسَتَرَ عَلَیهِ فِى الدُّنْیا وَالآخِرةِ . قُلتُ : فَکَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ ؟ قَال : یُنْسِى مَلَکَیْهِ مَا کَتَبا عَلَیهِ مِنَ الذُّنوبِ . . . فَیَلْقَى اللّهَ حِینَ یَلْقاهُ وَلَیسَ شَىْءٌ یَشْهَدُ عَلَیهُ بِشَىْء مِنَ الذُّنوبِ(کافى : 2 / 430 ، باب توبه ، حدیث 1 ; بحار الانوار : 6 / 28 ، باب 20 ، حدیث 31) .


 « هنگامى که بنده ى مؤمن توبه خالص مى کند ، خدا به او محبّت مىورزد ، پس در دنیا و آخرت بر او مى پوشاند ، گفتم : چگونه بر او مى پوشاند ؟ فرمود : آنچه را از گناهان دو فرشته ى نویسنده بر او نوشته اند از یاد آنان مى برد ، پس هنگامى که خدا را ملاقات مى کند ، چیزى که به اندکى از گناهانش گواهى دهد وجود نخواهد داشت » .



منبع مطالب :


 http://www.askdin.com



18/2/91
12:55 عصر

توبه از گناهان

بدست س و س در دسته

خدایا از گناهانی که سبب پاره شدن پرده صیانت و حفاظت(عصمت ) می گردد، به تو پناه می برم


از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده است :


 مَن تَابَ ، تَابَ اللّهُ عَلَیْهِ وَاُمِرَتْ جَوارِحُهُ اَنْ تَسْتُرَ عَلَیْهِ ، وَبِقاعُ الأَرْضِ أَنْ تَکْتُمَ عَلَیْهِ ، وَأُنْسِیَتِ الحَفَظَةُ مَا کانَتْ تَکْتُب عَلَیهِ(ـ بحار الانوار : 6 / 28 ، باب 20 ، حدیث 32) .


 « کسى که توبه کند ، خدا توبه اش را مى پذیرد و به اعضایش فرمان مى رسد که گناهانش را بر او پوشیده دارند ، و به قطعه هاى زمین امر مى شود که گناهانش را بر او کتمان کنند ، و آنچه را کاتبان عمل در پرونده اش نوشته اند از یاد آنان مى برند » .


معاویة بن وهب مى گوید : از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم فرمود :


 إِذَا تَابَ العَبدُ المُؤمِنُ تَوبَةً نَصوحاً اَحَبَّهُ اللّهُ فَسَتَرَ عَلَیهِ فِى الدُّنْیا وَالآخِرةِ . قُلتُ : فَکَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ ؟ قَال : یُنْسِى مَلَکَیْهِ مَا کَتَبا عَلَیهِ مِنَ الذُّنوبِ . . . فَیَلْقَى اللّهَ حِینَ یَلْقاهُ وَلَیسَ شَىْءٌ یَشْهَدُ عَلَیهُ بِشَىْء مِنَ الذُّنوبِ(کافى : 2 / 430 ، باب توبه ، حدیث 1 ; بحار الانوار : 6 / 28 ، باب 20 ، حدیث 31) .


 « هنگامى که بنده ى مؤمن توبه خالص مى کند ، خدا به او محبّت مىورزد ، پس در دنیا و آخرت بر او مى پوشاند ، گفتم : چگونه بر او مى پوشاند ؟ فرمود : آنچه را از گناهان دو فرشته ى نویسنده بر او نوشته اند از یاد آنان مى برد ، پس هنگامى که خدا را ملاقات مى کند ، چیزى که به اندکى از گناهانش گواهى دهد وجود نخواهد داشت » .


منبع مطالب : http://www.askdin.com


31/1/91
10:17 عصر

ایام شهادت حضرت زهرا(س) تسلیت باد

بدست س و س در دسته

نظر رهبر انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت صدیقه طاهره

فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

یکی از آقایان سوال کرد: درباره شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟ «رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه‌ای دادند و فرمودند:» برای شما چه فرقی می‌کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند.

http://www.shabestan.ir/Images/News/Larg_Pic/6-12-1390/IMAGE634658569256876819.jpg

به گزارش «شیعه نیوز»، درفاطمیه سال گذشته حجت الاسلام ادیب یزدی در یکی از سخنرانی‌های خود در خصوص نظر رهبر انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا اظهاراتی کرد.

این واعظ مشهور تهران درباره فاطمیه و زمان عزاداری برای حضرت زهرا به بیان خاطره و نقل قولی از رهبر معظم انقلاب پرداخته و گفته بود: یادم می‌آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب بودم یکی از آقایان سوال کرد:» درباره شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟ «رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه‌ای دادند و فرمودند:» برای شما چه فرقی می‌کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند.

وی افزوده بود: دقیقا همین نکته‌ای که حضرت آقا فرمودندمدنظر است. ایام فاطمیه نسبتا طولانی است به جهت اینکه فضائل حضرت زهرا (سلام الله علیها)  هم بی‌حد و حصر و بی‌اندازه است. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ریشه، اصل و اساس ولایت و عصمت و حقیقت امامت است. هر قدر فضائل ایشان گفته شود اولا تمام شدنی نیست و ثانیا برکات بسیاری بر بیان فضائل فاطمی آمده است به عنوان نمونه بیان فضائل فاطمه (سلام الله علیها) نفاق را از انسان می‌زداید، ایمان انسان را زیاد می‌کند، موجب بصیرت عمیق انسان نسبت به حوادث و وقایع تاریخی می‌شود، انسان را با حقایق و بطن این عالم آشنا می‌کند، انسان را پیش خدا و حضرات معصومین (علیهم السلام) خصوصا حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) محبوب می‌نماید و زمینه کسب تقوا و فضیلت را در انسان مضاعف می‌کند و بسیاری از فضایل دیگر. لذا جامعه شیعی ما به ذکر فضائل فاطمی بسیار نیازمند است و بحمد الله فرصت خوبی هم در ایام فاطمیه فراهم شده که توسط هیئتی‌ها، متدینین، نمازگزاران و مسجدی‌ها در مراسم‌هایی مختلف این فضائل گفته شود.

ادیب یزدی گفته بود: ایام فاطمیه هم نزد شیعیان و ارادتمندان خاندان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ایام معین و کاملا علنی است. اما برای شهادت حضرت صدیقه فاطمه (سلام الله علیها) 4 نقل وجود دارد اول اینکه برخی معتقدند خانم (سلام الله علیها) 40 روز بعد از رحلت حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شهادت رسیده‌اند بعضی‌ها گفته‌اند 60 روز، بعضی‌ها 75 و بعضی‌ها دیگر 95 روز. اما برای اینکه روز عظیم شهادت بی‌بی از دستمان نرود فصلی را به عنوان ایام فاطمیه قرار داده‌ایم که در مشخص‌ترین ایام 10 روز قبل از شهادت 75 تا 10 روز بعد از شهادت 95 در نظر گرفته شده است. یعنی در طول سال حداقل 40 روز برای بیان فضائل فاطمی قرار گرفته شده است.

منبع :http://www.shia-news.com/fa/news/33705/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B5%D8%AF%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


پرسش : اگر حضرت علی (علیه السلام) وصی و جانشین

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بودند، چرا در سقیفه

حاضر نشدند و از حق خود دفاع نکردند؟

1- به گواهی تاریخ، اما (علیه السلام) و سایر دوستان ایشان، اعم از بنی هاشم و دیگران در هنگام تشکیل سقیفه مشغول امر مهم‌تری بودند و آن تجهیز و تدفین پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود. در این فرصت سقیفه کار خود را پایان داده و ابوبکر را به خلافت انتخاب کردند و امام به هیچ وجه فرصتی نداشتند تا در سقیفه شرکت کنند چرا که اساساً مجالی به امام داده نشد؛ خصوصاً این که تصمیم گرفته بودند با کسانی که بیعت نمی‌کنند، برخورد شود.
2- امام (علیه السلام) برای اساس اسلام و کلمه‌ی توحید بیمناک بودند. اوضاع و شرایط جزیره‌العرب در آن مقطع به قدری حساس بود که هرگونه اقدام نسنجیده ممکن بود به نابودی اسلام و بازگشت کفر منجر شود.به خصوص بسیج شدن تمامی دشمنان اسلام، اعم از داخلی و خارجی با هرگونه بی‌تدبیری می توانست به پیروزیشان در نابودی اسلام منتهی گردد؛ چرا که مسلمانان هم‌چون گوسفندان باران خورده، در شب ظلمانی بودند که در میان گرگان متجاوز قرار گرفته بودند.
در ذیل به برخی از این دشمنان اشاره می‌شود :
- منافقان مدینه
- اعراب اطراف مدینه که به تصریح قرآن منافق بودند و در کفر و نفاق سرسخت‌تر
- مسیلمه‌ی کذاب و یاران او
- طلحه بن خویلد، تهمت‌زن و دروغ‌گو
- سجاح دختر حارث و اصحابش
- روم، کسری ها و قیصرها 
در نتیجه امام(علیه السلام) در بین این دو خطر قرار گرفته بود و و طبیعی بود که حق خویش را فدای حیات مسلمانان کند و آن چنان عمل کرد که حق خویش در مورد خلافت حفظ شود و به گونه‌ای احتجاج نمود که به اتحاد مسلمانان لطمه‌ای وارد نشود که موجب بهره برداری دشمنان شود. لذا در خانه نشست تا او را به اجبار و بدون خون‌ریزی از خانه خارج ساختند؛ چرا که اگر خود به سوی آن‌ها می‌رفت حجتش تمام نبودو شیعیانش هم برهانی نداشتند. آن حضرت بین حفظ دین و نگاه‌داری حقش در خلافت مسلمانان جمع نمود و از هرگونه اقدامی که راه را برای دشمنان هموار سازد، اجتناب کرد.
آن حضرت در نامه‌ای که به اهل مصر همراه مالک اشتر نوشتند، به این معنا تصریح فرمودند :
«اما بعد، خداوند سبحان محمد را مبعوث ساخت که بیم دهنده‌ی جهانیان و شاهد و پاس‌دار پیامبران باشد. پس آن گاه که وی از جهان رخت بربست، مسلمانان به نزاع پرداختند. به خدا سوگند هرگز در قلبم خطور نمی‌کرد که عرب این امر را پس از او، از اهل بیتش برگیرند و آن را از من بازدارند(ولی چنین کردند). مشاهده کردم مردم برای بیعت با فلانی هجوم بردند؛ من دست کشیدم و دخالت نکردم تا آن که دیدم گروهی از اسلام دست برداشته و مردم را به سوی نابود ساختن دین محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) دعوت می کنند. از این ترسیدم که اگر اسلام و اهل آن را یاری نکنم(در حالی که در آن شکاف و یا نابودی مشاهده می‌کنم) مصیبت آن،بزرگ‌تر از نابودی حکومت برشما باشد؛ چرا که حکومت و ولایت امت ناچیز است و چند روزی بیش دوام ندارد. هم‌چون سراب و یا مانند ابر به زودی از بین می‌رود؛ لذا در آن حوادث به کمکشان قیام نمودم تا باطل از بین رفت و دین آرامش یافت».(نهج البلاغه / نامه ی 62)

 


منبع:رهبری امام علی(علیه السلام) در قرآن و سنت (ترجمه‌ی المراجعات)

منبع : http://www.shia-news.com/fa/news/33181/%D9%BE%D8%B3-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%82%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%9F

30/1/91
6:23 عصر

عدالت

بدست س و س در دسته



سوال نمایندگان ملت: چرا مقابل حکم رهبری 11 روز مقاومت کردی و در خانه نشستی؟


پاسخ به نمایندگان ملت:  احمدی نژاد و خونه نشینی؟


دو خط بالا آشنا و بدون ربط به مطالب پائین بود


******************************************************************


مشاعره با رئیس جمهور؛ التهاب اقتصاد از سوی توست!




بسم الله الرّحمن الرّحیم


پیرو دوبیتی جناب عالی در وصف امام زمان (عج)، حسی قلقلکم داد تا این حقیر هم دوبیتی ای محقر اندر کمالات حضرتتان عرضه دارم؛ ان شاء الله که مقبول اهلش افتد:


التهاب* اقتصاد از سوی توست/آبروی* رفته مان راسوی* توست


اختلاس* مانع نشد از کوششت/بلکه این یک اپسیلون* از روی* توست


http://president.ir/intro/president.png


التهاب: پدیده ای است کاملاً طبیعی در اقتصاد شبیه بحران اقتصادی که ما فقط از جهت موزون شدن دوبیتی مان آن را به صنعت اغراق آغشته کردیم وگرنه دولت نهم پاک ترین دولت و دولت دهم پاک تر از پاک ترین دولت کل تاریخ انقلاب است.


آبرو: آبرو همان جلوه ای از شخصیت آدمی می باشد که اگر نباشد گویی آن فرد وجودش زیر سؤال رفته است. البته بهتر است بگوییم چیزی است که خیلی این روزها مورد سؤال نه قرار می گیرد و نه سؤال ایجاد می کند؛ چون از آن سبب که اکثراً آن چنان آبرویی ندارند، بی آبرویی گاهی حسن می شود. مثلاً روزی فردی که خودش سردسته ی اختلاس کننده هاست می گوید ما اختلاس را خودمان کشف کردیم و ما خودمان آمدیم تا از این اتفاقات جلوگیری کنیم و من چون نان حلال پدرم را خوردم پس چطور برخی می گویند فلان دولت کثیف ترین دولت تاریخ است؟!


راسو: از آن جا که مناسبت این دوبیتی مصادف شده است با یک دوبیتی وزین از رئیس جمهور و نیز یک فاجعه ی وزین تر به نام اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی -که وزنش حرکت فک تمام اقتصاد دان های داخلی و خارجی را به حالت یویو (Yo-Yo  ) در آورده- ما هم گفتیم حالا که قافیه مان به تنگ آمده، مگر ما چی مان از رئیس جمهور مردمی ساده زیست کم تر است؟! بعد دیدیم رئیس جمهور هستیم که نیستیم. ما نهایتش رئیس وبلاگمان هستیم... نه آن هم نیستیم ممکن است هر آن درش تخته شود. مردمی هستیم که نیستیم! ما نه سیب زمینی داریم و نه درایت فهم خواسته ی مردم. ساده زیست هم که نیستم؛ نه کاپشن می پوشیم و نه بوتاکس می کنیم. اختلاس هم که تازه فهمیدیم با سین نوشته می شود و با صاد نیست. وقتی فهمیدیم این دولت خدمتگزار دور از جان در اختلاس اندکی، آن هم فقط به اندازه ی یک سر سوزن در مقیاس نانو سهیم بوده، گفتیم حتماً اختلاس با صاد نوشته می شود و از ریشه ی اخلاص و ساده زیستی و کاپشن و کفش بدون واکس و صورت و سیرت زیباست. بعد دیدیم به هر حال ما مردمی هم نیستیم چون نه تنها عرضه نداریم چنین مبلغی را از بیت المال یا بیت الحال یا هر جای دیگری اختلاس کنیم، بلکه نمی دانیم وقتی اختلاس کنیم چگونه مهربانانه و به صورت غیر گداپرورانه بین مردم توزیعش کنیم. بعد با خود گفتم "تو که برا این که بفهمی سه تریلیارد چقدره بهت می گن 3 هزار میلیارد، بتمرک سر جات خفه بمیر حرف مفت نزن فلان فلان شده." بعد فهمیدم عجب! پس حتی اگر اختلاس شود حتماً از این که هستیم هم خیلی بی تربیت تر می شویم. نهایتاً عطای مردمی بودن را به لقای اختلاس... اِ ببخشید به لقایش بخشیدیم و خاموش شدیم.


لازم به ذکر است در منابع در پیتی آمده: "راسو معمولاً در نزدیکی مراکز انسانی، مانند روستاها و مزارع زندگی می‌کند به پرندگان خانگی مانند مرغ و خروس نیز حمله می کند. راسوها با گاز گرفتن زیر جمجمه طعمه، آن را می کشند . این جانور معمولا در طول روز فعال است؛ زیرا با اینکه بیشتر با حس بویایی خود شکار می کند، حس بینایی و شنوایی خوبی هم دارد. راسو قابلیت دست‌آموز شدن دارد." بر این اساس اگر بخواهیم اختلاس را به عامل از بین برنده ی آبرو یا مخدوش کننده ی آن یا به تعبیر برخی عامل بیداری اسلامی... نه ببخشید؛ عامل بیداری احتمالی برخی غافلین متخلف و مفسد اقتصادی تشبیه کنیم، با جایگزین کردن چند کلمه در تفسیر راسو، نتیجه اش می شود: اختلاس معمولاً در نزدیکی مراکز اداری مانند بانک ها و مراکز ثروت و قدرت زندگی می کند. به اهالی اهلی دولتی و نیمه دولتی و شبه دولتی و غیر دولتی و نورچشمی ها و رگ گردنی ها و دیگران هم رحم نمی کند. راسوها با گاز گرفتن زیر جمجمه ی اقتصاد، آسایش و آرامش ممکلت را از پای در می آورند. این جانور یعنی همان اختلاس، در طول روز و شب فعال است؛ از وقتی اینترنت آمده در حین حرکت و در خیابان ها نیز فعال است؛ زیرا با این که بیشتر بو می کشد و روزنه ها و راه های سوء استفاده و رانت خواری را پیدا می کند، از حس بینایی و بصیرت و گوش های تیزی نیز برخوردار است و هرجا پول برود او هم می رود. از وقتی وایمکس آمده در همه حال و همه وقت فعال است. می گویند والدین این راسو یا همان اختلاس، از آن جا که پدر و مادرش خیلی سرشان شلوغ بوده، مانند همان فرنود راستگوی معروف علاوه بر بی ادبی، بیش فعال نیز شده است با این تفاوت که " مثلاً ... وقتی می ره دستشویی... خودش ... خودشو نمی شوره" و خلاصه بهداشت را هم رعایت نمی کند.


اختلاس: پدیده ای است کاملاً طبیعی که در هر کشوری اتفاق می افتد. اما از آن جا که ما باید پیشرو باشیم، آن گونه گه در ایران اتفاق افتد و آن میزان که رخ داده، در هیچ کجای دنیا در این حد و درصد از منابع کشور نبوده است. به هر حال پیش بینی می شود که این نوع اختلاس هر هزار سال یک بار، نیم بار در بخشی از کواکب و کهکشان ها ممکن است اتفاق بیفتد ولی هنوز سندی دال بر وجود چنین اختلاسی حتی در مریخ که اخیراً در آن آب هم یافت شده، وجود ندارد. البته هنوز دانشمندان و اقتصاد دانان در حال تحقیق و تفحص کل عالم هستی و نیز نیستی هستند. 


در کشور ما هم که وزیر اقتصاد گفته اصلاً اختلاسی روی نداده است. آقای حسینی که برخی بسیار ناجوانمردانه وی را وزیر اختلاس می دانند نه اقتصاد، گفت: "برخی‌ها تأکید دارند با به کار بردن واژه اختلاس مردم را ناراحت کنند، در حالی که آنها که صاحب ادله ی مستند هستند می‌گویند اختلاسی رخ نداده است." برخی از صاحب نظران که گرفتار تعریف و تبیین مدیریت جهانی هستند، معتقدند اختلاس امری طبیعی است و "تازه ما خوب کاری کردیم که کردیم. تونستیم، اختلاس کردیم، اونا هم بودن می کردن. تازه وقتی بودن اختلاس کردن. شما... 16 سال اختلاس می کردین، یعنی در دو دولت و در چهار دوره! بعد ما اختلاس نکنیم؟! کردیم، می کنیم و خواهیم انجام داد! ضمن این که اختلاس از دوره ی ترمیناتور یا همون دوره ی ویرندگی می یاد. ویرندگی همونیه که بعضیا بهش می گن سازندگی! اینم بگم. ما اختلاس کردیم چون می خواستیم به مردم بیشتر و بهتر کمک کنیم. گفتیم بروکراسی رو دو...ر بزنیم. حالا که دو...ر زدیم، همه می گن آ...ی، خورد...ن، برد...ن، بیای...ن، بگیری...ن، ببری...ن. ما هم می گیم مگه شما نخوردی...ن؟ حالا که به ما رسیده جیزه؟! نه! جیز نیس! جیز اونیه که الآن داره می سوزه! شما ه...م آبرو بریز اون جایی که می سوزه! چرا اون ورتر می ریزی!" نهایتاً برخی از مسئولین ذیربط و برخی از مسئولین بی ربط، می گویند "ما اختلاس نکردیم بلکه چون معروف به مهرورزی هستیم، این دفعه به جای مردم اول به دور و بریای خودمون مهرورزی کردیم که بعد اونا بیان به مردم مهرورزی کنن. ما نباید به دوستامون و مسئولین مهرورزی کنی...م؟! مهرورزی فقط مخصوص اون آقازاده ها...س؟! مخصوص این آقازاده ها نی...س؟ ما آفا نیستی...م؟ بچه هامون آفازاده نیست...ن؟! هستن! ثابت هم کردیم که هستیم و هستن." 


اپسیلون: مقداری است بسیار اندک و ناچیز و وقتی می خواهند بگویند ذره ای که از اندکی در تصورت نمی گنجد و قابل چشم پوشی است، می گویند یک اپسیلون. برخی می گویند از وقتی که یکی از نامزدهای مردود و فتنه گر انتخابات 88 فهمید که ممکن است چنین اتفاقاتی افتاده باشد و اختلاسکی رخ داده باشد با چنین عدد و ارقامی، به چیز چیز افتاد و آن عدد عریض و طویل در دهانش نگنجید و زبانش الکن شد. در جواب برخی دیگر که استاد استدلال های غیر علمی ولی لری کش (مقصود لری کینگ است) می گویند که خیر؛ اپسیلون این قدرها هم کم نیست. اپسیلون ذره ای نیست که از اندکی در تصورت نمی گنجد، بلکه آن قدر بزرگ است که در مغز پوکت جا نمی شود! یعنی از کله ی آدمی زاد هم بزرگ تر است. پس اختلاس ما اپسیلونی بیش نبود. یک اپسیلون اختلاس که این همه دعوا نداره، داره؟! نداره.


رو: رو بخشی از ویژگی های روحی و روانی انسان هاست که در بعضی کمبود آن دیده می شود، در برخی به مقدار کافی موجود است و در برخی نیز بیش از حد مجاز. دسته ی سوم همان ها هستند که وصف الحالشان ضرب المثل «رو که نیست، سنگ پای قزوینه!» می باشد. این گروه که فعلاً از آن کم تر از دو گونه در جهان رؤیت شده است، آن قدر دوست داشتنی اند که اگر بخواهند، با همان میزان رویی که دارند روشنی روز را انکار می کنند و می گویند شب است و در جواب این پرسش که "اِ؟! چطور ممکنه؟! الآن که روزه! همه داریم می بینیم!" پاسخ می دهد: "یعنی ما نمی بینیم؟! ما کوریم؟! نه خیر! ببینید! شما می گید روزه! ولی اگه از میوه فروشی سر کوچه ی ما بپرسین می گه شبه!" و وقتی می روی بپرسی می بینی که خانه یشان را به خیابان پاستور منتقل کرده اند و اگر بگویی می گوید دیگر در آن محله زندگی نمی کند و سپس خواهد گفت: "قانون که عطف به ما سبق نمی شه! می شه؟ نمی شه!"


در بسیاری از جملات بالا و این یادداشت، از افعال معکوس استفاده شده است و اصلاً رئیس جمهور می خواست اون دوبیتی را نگوید تا من هم این دو بیتی را نگویم. پس این به آن در!


منبع : http://ehsanrastgar.blogfa.com/post-1266.aspx


30/1/91
6:2 عصر

سعید مرتضوی

بدست س و س در دسته

سعید مرتضوی؛ از اتهام جنایت کهریزک تا سمت جدید


سعید مرتضوی را ایرانیان به خوبی می‌شناسند؛ مردی کوتاه قامت با چشمانی درشت که عینکی روی آن نشسته است و کمی اضافه وزن که چندی پیش 54 سالگی‌اش را جشن گرفت و گویا وسایلش را از ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز جمع کرده تا در کمال تعجب به‌زودی آنها را روی میز جدیدش در سازمان تأمین اجتماعی پهن کند تا افکار عمومی این پرسش را مطرح کنند که سعید مرتضوی، مگر همان کسی نیست که پایش در ماجرای بازداشتگاه کهریزک گرفتار است و چگونه به جای آن‌که با او برخورد شود، مناصب دولتی را با حکم رئیس‌جمهور یکی پس از دیگری در کارنامه خود ثبت می‌کند؟!
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1391/1/29/150432_665.jpg
پرده نخست؛ مرتضوی و جنایت کهریزک

سعید مرتضوی در دوران ریاست آیت‌الله‌ هاشمی شاهرودی در قوه قضاییه و دولت اصلاحات در مقام دادستان تهران مشغول به فعالیت بود. اما شاید جنایت کهریزک را باید نقطه اوج اتهامات سعید مرتضوی دانست؛ جایی که سر انگشت تمامی اتهامات به سمت او نشانه گرفته شد و با تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر برخورد قاطع با آمران و عاملان این جنایت، سعید مرتضوی بیش از پیش در صدر اخبار و گزارش‌های رسانه‌ها قرار گرفت.

بازداشتگاه کهریزک، بازداشتگاهی است که به تعبیر مقام معظم رهبری در آن «جنایت» رخ داد و آبروی نظام را در جهان برد. مرتضوی که نقشی مستقیم در صادر کردن فرمان انتقال بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات به کهریزک داشت، در مصاحبه‌ای سرشار از تناقض می‌گوید: «در این تماس تلفنی بدون ذکر هیچ علتی به این‌جانب ابلاغ شد که بازداشت‌شدگان حوادث 81 تیر به زندان اوین منتقل شوند که این جانب هم در کوتاهترین زمان ممکن اجابت کردم.

یعنی این ابلاغ را فی المجلس به آقای حداد معاونت امنیت محترم دادسرا ابلاغ کردم و همان لحظه با پلیس امنیت تهران در حضور همکاران قضایی تماس گرفتم و مراتب انتقال فوری بازداشت‌شدگان از کهریزک را ابلاغ و تاکید کردم چنانچه نیاز به تدارک وسیله نقلیه است اعلام نمایند تا فردا در اول وقت این جابه‌جایی انجام شود».

و در جایی دیگر می‌گوید: «من به دادیار مربوطه دستور داده بودم که دانشجویان به این بازداشتگاه برده نشوند. این بازداشتگاه از نزدیک ده سال پیش در هنگام پاک‌سازی منطقه خاک سفید ایجاد و قبل از احیای دادستانی چندین نوبت نیز مجوز برای آن صادر شده بود».
وی در پاسخ به این که اما در میان بازداشتی‌های کهریزک چند دانشجو نیز وجود داشتند، وقتی می‌گوید: «دلیل این بود که این افراد در لیست معرفی خود به هنگام تحویل به بازداشتگاه خود را دیپلم یا شغل آزاد معرفی کرده بودند و ما اطلاعی از دانشجو بودن آنها نداشتیم»، آشکارا به آگاهی دقیق خود از چند و چون وضع بازداشتی‌ها و اطلاعات درباره آنها اعتراف می‌کند. اما درست چند لحظه بعد وقتی مصاحبه‌گر درباره نقش او در کهریزک می‌‌پرسد، مرتضوی همه ‌چیز را انکار می‌کند و می‌گوید: «اصلا کهریزک از لحاظ صلاحیت قضایی در حوزه قضایی شهر ری است و من دادستان شهر تهران هستم.»

علیرضا زاکانی از نمایندگان مجلس پیش از این نیز مدعی شده بود که باید به تخلفات مرتضوی رسیدگی شود، در پاسخ مدعیات مرتضوی درباره کهریزک اعلام کرد: «به درخواست این‌جانب هیأتی از سوی آیت‌الله شاهرودی، رئیس وقت قوه قضاییه با حضور آقایان رئیسی، خلفی، جمشیدی، نکونام و رحیمی که پنج نفر از قضات عالی کشور هستند تشکیل شده و بنده منتظرم با ارایه اسناد و مدارکی که مدت‌هاست آماده شده و به‌ خاطر شرایط کشور از انتشار آن خودداری کرده‌ام پس از 9ماه سکوت در روزهای آینده این مستندات را به هیأت مذکور تقدیم و نتایج آن را به سمع و نظر مسئولان کشور به ‌ویژه حضرت آیت‌الله آملی لاریجانی ریاست محترم قوه قضاییه برسانم».

زاکانی همچنین در پاسخ به این ادعای سعید مرتضوی که گفته بود زاکانی با من دشمنی شخصی دارد و اطلاعات منتشره توسط وی کذب است، گفته: «بنده نیازی به پاسخگویی به نامه ایشان نمی‌بینم و انشاء‌الله به ‌زودی نتایج هیأت رسیدگی‌کننده به وقایع پس از انتخابات منتشر خواهد شد «تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد». بازداشتگاه کهریزک اما در تاریخ ششم مرداد 1388 به دستور مقام معظم رهبری، باید تعطیل می‌شد. «استاندارد» نبودن این بازداشتگاه و نداشتن شرایط لازم برای «حفظ حقوق بازداشت‌شدگان» از دلایل تعطیلی آن ذکر شد.

اما در این میان، یک سایت خبری چنین نوشت که: «پس از آگاهی مقام معظم رهبری از این اقدام به مسئولان ذی‌ربط دستور داده می‌شود که زندانیان را به مکان دیگری بفرستند و بازداشتگاه کهریزک تعطیل شود؛ اما متاسفانه این دستور، با بی‌توجهی قاضی یاد شده تا روز دوشنبه بدون اقدام باقی می‌ماند و این فرد در توجیه نافرمانی خود اعلام می‌کند جایی برای زندانی کردن افراد نداریم».

مقام معظم رهبری این‌بار با دستور به دبیر شورای عالی امنیت ملی دوباره تأکید می‌کند که حتی اگر جایی برای زندانی کردن این افراد نیست، با هر جرمی که کردند موقتا آزاد شوند (این دستور شامل حال همه زندانیان اعم از زندانیان سیاسی و اراذل و اوباش بوده است) اما در کمال تعجب، بار دیگر این دستور نادیده گرفته شده و این مقام قضایی سابق پس از وخیم ‌شدن حال چند نفر از بازداشت‌شدگان نهایتا در روز سه‌شنبه اقدام به اعزام این افراد به زندان اوین می‌کند که متأسفانه، سه نفر از زندانیان به نام‌های امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی و محسن روح‌الامینی به دلیل وضع وخیم جسمانی، جان می‌سپارند.

بنا بر این گزارش، پس از فرمایش‌های رهبری نخستین نهاد قضایی که دست به کار شد، سازمان قضایی نیروهای مسلح بود که در این راستا گام برداشت و دست اندرکاران انتظامی جنایات کهریزک را به محاکمه کشاند.

پس از هشت جلسه دادگاه که از اسفند ماه سال 88 آغاز شده بود، سازمان قضایی نیروهای مسلح حکم دوازده متهم بازداشتگاه کهریزک را اعلام کرد. بنا بر این حکم، دو تن از متهمان محکوم به قصاص (اعدام) و 9 تن دیگر محکوم به مجازات‌هایی چون حبس، شلاق، پرداخت دیه و انفصال موقت از خدمت شدند و یک تن نیز از اتهامات وارده تبرئه شد.

گزارش روابط عمومی سازمان قضایی نیروهای مسلح، در حالی احکام این دوازده تن را اعلام کرد که هم هشت جلسه دادگاه کاملا غیر علنی برگزار شد و خبری از چگونگی آن منتشر نشد و هم آن‌که هویت محکومین مشخص نیز نشد.

پیش از آن، مجلس شورای اسلامی نیز برای روشن شدن زوایای تاریک جنایت کهریزک وارد میدان شده بود و سرانجام پس از چند ماه بررسی دقیق، هیأت ویژه مجلس برای بررسی ماجرای بازداشتگاه کهریزک، گزارش خود را نهایی و به اتفاق آرا تصویب کرد. پس از رفت و آمدهای بسیار، گزارش این کمیته در مجلس قرائت شد. گزارش هیأت تحقیق و تفحص مجلس، تقصیر اصلی را متوجه سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران که به دستور رئیس وقت قوه قضاییه اختیار بازداشتگاه کهریزک را بر عهده داشته است، دانسته بود. هرچند تلاش‌های بسیاری شد تا این گزارش در صحن علنی مجلس قرائت نشود، این گزارش توسط کاظم جلالی خوانده شد.

پس از این ماجرا 216 تن از نمایندگان مجلس در بیانیه ضمن تشکر از حمایت‌های مقام معظم رهبری و اقدامات قوه قضاییه برای رسیدگی به پرونده جنایت کهریزک خواستار به سرانجام رسیدن پرونده فاجعه کوی دانشگاه شدند.

در این بیانیه که توسط امیدوار ر ضایی، عضو هیأت رئیسه مجلس خوانده شد، آمده بود: «جنایت کهریزک حادثه تلخی بود که قلب رهبری بزرگوار و همه ملت‌ را سوزاند. رسیدگی به پرونده متهمان در دادگاه نظامی و دادگاه انتظامی قضات و حکم اخیر تعلیق دادستان سابق و دو قاضی متهم پرونده، نسیم التیام بخشی از سوی قوه قضاییه به کشور وزیده است.
برخورد قاطع و بی‌طرفانه قوه قضاییه امید را در دل مردم زنده ساخته است. ما نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی از حمایت رهبر معظم انقلاب برای رسیدگی قاطع و عادلانه به این پرونده، از تدبیر و قاطعیت حضرت آیت‌الله آملی لاریجانی و نیز از دقت و شجاعت قضات پرونده مذکور تشکر می‌کنیم و امیدواریم پرونده فاجعه‌ کوی دانشگاه که رهبر عدالت خواه در رسیدگی آن تأکید کردند، هر چه سریعتر به سرانجام برسد».

چند روز بعد دادستان انتظامی قضات از رسیدگی به اتهامات سه قاضی تعلیق شده در دادسرای کارکنان دولت خبرداد. حجت‌الاسلام احمد شفیعی درباره آخرین وضع پرونده دادستان سابق تهران و دو قاضی دیگر متهم در پرونده بازداشتگاه کهریزک گفت: پس از تشکیل پرونده برای این سه متهم در دادسرای انتظامی قضات، ‌حکم به تعلیق آنها داده شد.
دادستان انتظامی قضات ادامه داد: پس از آن‌که این سه قاضی تعلیق شدند، پرونده‌ آنها برای ادامه رسیدگی و تحقیقات مقدماتی به دادسرای کارکنان دولت فرستاده شده است.

پرده دوم؛ سلام به ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز با خداحافظی اجباری از دادستانی

پس از قرائت این گزارش بود که ریاست دستگاه قضایی، ادامه فعالیت دادستان عمومی و انقلاب وقت تهران را که به حکم وی بازداشت‌شدگان را به کهریزک برده بودند، به حالت تعلیق درآمد و برای وی به عنوان یکی از متهمان اصلی، پرونده تشکیل شد؛ اما محمود احمدی‌نژاد بلافاصله و در کمال شگفتی برای این مقام سابق قضایی، حکم ریاست مبارزه با قاچاق کالا و ارز را صادر کرد تا دادستان تعلیق شده، وسایل خود را از دادستانی به سازمان مبارزه با قاچاق کالا و ارز ببرد تا نخستین دهن کجی به خانواده‌های جان‌باختگان کهریزک و آسیب دیدگان این بازداشتگاه رویت شود.

چنین بود که عبدالحسین روح‌الامینی، پدر مرحوم محسن روح‌الامینی نسبت به حضور سعید مرتضوی در دولت اعتراض کرد. پدر مرحوم محسن روح‌الامینی در گفت‌وگویی گفت: انتظار می‌رفت دولت به احترام خون کشته‌شدگان جنایت کهریزک، از دادن پست به مرتضوی خودداری کند و واگذاری مسئولیت مهم دولتی به مرتضوی، در واقع بی‌احترامی به خون کشته‌شدگان جنایت کهریزک بود.

عبدالحسین روح‌الامینی افزود: انتظار نداشتیم که پیش از رسیدگی به اتهام‌های مرتضوی در دادگاه و با توجه به تعلیق قضایی، وی در یک مسئولیت مهم قوه مجریه به کار گرفته شود؛ اما با وجود تعلیق قضایی، مخالفت قوه قضاییه و افکار عمومی، به این شخص در یک پست بالای دولتی مسئولیت داده شد.

جدای از اعتراض روح‌الامینی به رئیس دولت که چرا باید یک متهم را به عنوان رئیس ستاد قاچاق کالا و ارز منصوب کند، باید از رئیس‌جمهوری پرسید که چه زمانی عملکرد سعید مرتضوی در این جایگاه دولتی در اختیار رسانه‌ها و افکار عمومی قرار خواهد گرفت؟ البته نکته قابل تأمل این‌جاست که سعید مرتضوی در این پست جدید هرگز به ارایه گزارش و پاسخ دادن به پرسش‌های بی‌شمار خبرنگاران درباره عملکردش در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز روی خوش نشان نداد تا بر زوایای تاریک و پنهان کارنامه مدیریتی‌اش افزوده شود.

پرده سوم؛ ریاست سازمان تأمین اجتماعی در هیاهوی انتخابات مجلس

به هر نحو اما پس دو سال از رخدادهای تلخ و کشته شدن سه جوان معتقد به نظام در کهریزک گذشت و با وجود تأکیدات رهبر انقلاب برای برخورد با آمران و عاملان این واقعه و عدم تحقق مطالبات رهبری و ملت در این جنایت تلخ، جناب آقای رئیس‌جمهور، سعید مرتضوی را به عنوان رئیس جدید سازمان تأمین اجتماعی معرفی می‌کند تا ابهامات این انتصاب بیشتر شود که چرا رئیس دولت باید سعید مرتضوی را که دل رهبری و ملت را با کارهای نادرست خود در ماجرای کهریزک به درد آورده است، به عنوان رئیس جدید سازمان مهم تأمین اجتماعی کشور معرفی کند؟ به واقع پشت پرده این انتصاب‌ها چیست؟

باید به انتظار نشست و دید که محمود احمدی‌نژاد پاسخی قانع‌کننده برای این تصمیم خود دارد!.


منبع : http://www.tabnak.ir/fa/news/231254/%D8%B3%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D9%8A%D8%AA-%D9%83%D9%87%D8%B1%D9%8A%D8%B2%D9%83-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF


 مطالب مرتبط :


نگرانی مطهری از قدرت لابیگری دولت


 رفت‌وآمد مرتضوی و کسانی که به روی خودشان نمی‌آورند  !


 


   1   2      >