سوال نمایندگان ملت: چرا مقابل حکم رهبری 11 روز مقاومت کردی و در خانه نشستی؟
پاسخ به نمایندگان ملت: احمدی نژاد و خونه نشینی؟
دو خط بالا آشنا و بدون ربط به مطالب پائین بود
******************************************************************
مشاعره با رئیس جمهور؛ التهاب اقتصاد از سوی توست!
بسم الله الرّحمن الرّحیم
پیرو دوبیتی جناب عالی در وصف امام زمان (عج)، حسی قلقلکم داد تا این حقیر هم دوبیتی ای محقر اندر کمالات حضرتتان عرضه دارم؛ ان شاء الله که مقبول اهلش افتد:
التهاب* اقتصاد از سوی توست/آبروی* رفته مان راسوی* توست
اختلاس* مانع نشد از کوششت/بلکه این یک اپسیلون* از روی* توست

التهاب: پدیده ای است کاملاً طبیعی در اقتصاد شبیه بحران اقتصادی که ما فقط از جهت موزون شدن دوبیتی مان آن را به صنعت اغراق آغشته کردیم وگرنه دولت نهم پاک ترین دولت و دولت دهم پاک تر از پاک ترین دولت کل تاریخ انقلاب است.
آبرو: آبرو همان جلوه ای از شخصیت آدمی می باشد که اگر نباشد گویی آن فرد وجودش زیر سؤال رفته است. البته بهتر است بگوییم چیزی است که خیلی این روزها مورد سؤال نه قرار می گیرد و نه سؤال ایجاد می کند؛ چون از آن سبب که اکثراً آن چنان آبرویی ندارند، بی آبرویی گاهی حسن می شود. مثلاً روزی فردی که خودش سردسته ی اختلاس کننده هاست می گوید ما اختلاس را خودمان کشف کردیم و ما خودمان آمدیم تا از این اتفاقات جلوگیری کنیم و من چون نان حلال پدرم را خوردم پس چطور برخی می گویند فلان دولت کثیف ترین دولت تاریخ است؟!
راسو: از آن جا که مناسبت این دوبیتی مصادف شده است با یک دوبیتی وزین از رئیس جمهور و نیز یک فاجعه ی وزین تر به نام اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی -که وزنش حرکت فک تمام اقتصاد دان های داخلی و خارجی را به حالت یویو (Yo-Yo ) در آورده- ما هم گفتیم حالا که قافیه مان به تنگ آمده، مگر ما چی مان از رئیس جمهور مردمی ساده زیست کم تر است؟! بعد دیدیم رئیس جمهور هستیم که نیستیم. ما نهایتش رئیس وبلاگمان هستیم... نه آن هم نیستیم ممکن است هر آن درش تخته شود. مردمی هستیم که نیستیم! ما نه سیب زمینی داریم و نه درایت فهم خواسته ی مردم. ساده زیست هم که نیستم؛ نه کاپشن می پوشیم و نه بوتاکس می کنیم. اختلاس هم که تازه فهمیدیم با سین نوشته می شود و با صاد نیست. وقتی فهمیدیم این دولت خدمتگزار دور از جان در اختلاس اندکی، آن هم فقط به اندازه ی یک سر سوزن در مقیاس نانو سهیم بوده، گفتیم حتماً اختلاس با صاد نوشته می شود و از ریشه ی اخلاص و ساده زیستی و کاپشن و کفش بدون واکس و صورت و سیرت زیباست. بعد دیدیم به هر حال ما مردمی هم نیستیم چون نه تنها عرضه نداریم چنین مبلغی را از بیت المال یا بیت الحال یا هر جای دیگری اختلاس کنیم، بلکه نمی دانیم وقتی اختلاس کنیم چگونه مهربانانه و به صورت غیر گداپرورانه بین مردم توزیعش کنیم. بعد با خود گفتم "تو که برا این که بفهمی سه تریلیارد چقدره بهت می گن 3 هزار میلیارد، بتمرک سر جات خفه بمیر حرف مفت نزن فلان فلان شده." بعد فهمیدم عجب! پس حتی اگر اختلاس شود حتماً از این که هستیم هم خیلی بی تربیت تر می شویم. نهایتاً عطای مردمی بودن را به لقای اختلاس... اِ ببخشید به لقایش بخشیدیم و خاموش شدیم.
لازم به ذکر است در منابع در پیتی آمده: "راسو معمولاً در نزدیکی مراکز انسانی، مانند روستاها و مزارع زندگی میکند به پرندگان خانگی مانند مرغ و خروس نیز حمله می کند. راسوها با گاز گرفتن زیر جمجمه طعمه، آن را می کشند . این جانور معمولا در طول روز فعال است؛ زیرا با اینکه بیشتر با حس بویایی خود شکار می کند، حس بینایی و شنوایی خوبی هم دارد. راسو قابلیت دستآموز شدن دارد." بر این اساس اگر بخواهیم اختلاس را به عامل از بین برنده ی آبرو یا مخدوش کننده ی آن یا به تعبیر برخی عامل بیداری اسلامی... نه ببخشید؛ عامل بیداری احتمالی برخی غافلین متخلف و مفسد اقتصادی تشبیه کنیم، با جایگزین کردن چند کلمه در تفسیر راسو، نتیجه اش می شود: اختلاس معمولاً در نزدیکی مراکز اداری مانند بانک ها و مراکز ثروت و قدرت زندگی می کند. به اهالی اهلی دولتی و نیمه دولتی و شبه دولتی و غیر دولتی و نورچشمی ها و رگ گردنی ها و دیگران هم رحم نمی کند. راسوها با گاز گرفتن زیر جمجمه ی اقتصاد، آسایش و آرامش ممکلت را از پای در می آورند. این جانور یعنی همان اختلاس، در طول روز و شب فعال است؛ از وقتی اینترنت آمده در حین حرکت و در خیابان ها نیز فعال است؛ زیرا با این که بیشتر بو می کشد و روزنه ها و راه های سوء استفاده و رانت خواری را پیدا می کند، از حس بینایی و بصیرت و گوش های تیزی نیز برخوردار است و هرجا پول برود او هم می رود. از وقتی وایمکس آمده در همه حال و همه وقت فعال است. می گویند والدین این راسو یا همان اختلاس، از آن جا که پدر و مادرش خیلی سرشان شلوغ بوده، مانند همان فرنود راستگوی معروف علاوه بر بی ادبی، بیش فعال نیز شده است با این تفاوت که " مثلاً ... وقتی می ره دستشویی... خودش ... خودشو نمی شوره" و خلاصه بهداشت را هم رعایت نمی کند.
اختلاس: پدیده ای است کاملاً طبیعی که در هر کشوری اتفاق می افتد. اما از آن جا که ما باید پیشرو باشیم، آن گونه گه در ایران اتفاق افتد و آن میزان که رخ داده، در هیچ کجای دنیا در این حد و درصد از منابع کشور نبوده است. به هر حال پیش بینی می شود که این نوع اختلاس هر هزار سال یک بار، نیم بار در بخشی از کواکب و کهکشان ها ممکن است اتفاق بیفتد ولی هنوز سندی دال بر وجود چنین اختلاسی حتی در مریخ که اخیراً در آن آب هم یافت شده، وجود ندارد. البته هنوز دانشمندان و اقتصاد دانان در حال تحقیق و تفحص کل عالم هستی و نیز نیستی هستند.
در کشور ما هم که وزیر اقتصاد گفته اصلاً اختلاسی روی نداده است. آقای حسینی که برخی بسیار ناجوانمردانه وی را وزیر اختلاس می دانند نه اقتصاد، گفت: "برخیها تأکید دارند با به کار بردن واژه اختلاس مردم را ناراحت کنند، در حالی که آنها که صاحب ادله ی مستند هستند میگویند اختلاسی رخ نداده است." برخی از صاحب نظران که گرفتار تعریف و تبیین مدیریت جهانی هستند، معتقدند اختلاس امری طبیعی است و "تازه ما خوب کاری کردیم که کردیم. تونستیم، اختلاس کردیم، اونا هم بودن می کردن. تازه وقتی بودن اختلاس کردن. شما... 16 سال اختلاس می کردین، یعنی در دو دولت و در چهار دوره! بعد ما اختلاس نکنیم؟! کردیم، می کنیم و خواهیم انجام داد! ضمن این که اختلاس از دوره ی ترمیناتور یا همون دوره ی ویرندگی می یاد. ویرندگی همونیه که بعضیا بهش می گن سازندگی! اینم بگم. ما اختلاس کردیم چون می خواستیم به مردم بیشتر و بهتر کمک کنیم. گفتیم بروکراسی رو دو...ر بزنیم. حالا که دو...ر زدیم، همه می گن آ...ی، خورد...ن، برد...ن، بیای...ن، بگیری...ن، ببری...ن. ما هم می گیم مگه شما نخوردی...ن؟ حالا که به ما رسیده جیزه؟! نه! جیز نیس! جیز اونیه که الآن داره می سوزه! شما ه...م آبرو بریز اون جایی که می سوزه! چرا اون ورتر می ریزی!" نهایتاً برخی از مسئولین ذیربط و برخی از مسئولین بی ربط، می گویند "ما اختلاس نکردیم بلکه چون معروف به مهرورزی هستیم، این دفعه به جای مردم اول به دور و بریای خودمون مهرورزی کردیم که بعد اونا بیان به مردم مهرورزی کنن. ما نباید به دوستامون و مسئولین مهرورزی کنی...م؟! مهرورزی فقط مخصوص اون آقازاده ها...س؟! مخصوص این آقازاده ها نی...س؟ ما آفا نیستی...م؟ بچه هامون آفازاده نیست...ن؟! هستن! ثابت هم کردیم که هستیم و هستن."
اپسیلون: مقداری است بسیار اندک و ناچیز و وقتی می خواهند بگویند ذره ای که از اندکی در تصورت نمی گنجد و قابل چشم پوشی است، می گویند یک اپسیلون. برخی می گویند از وقتی که یکی از نامزدهای مردود و فتنه گر انتخابات 88 فهمید که ممکن است چنین اتفاقاتی افتاده باشد و اختلاسکی رخ داده باشد با چنین عدد و ارقامی، به چیز چیز افتاد و آن عدد عریض و طویل در دهانش نگنجید و زبانش الکن شد. در جواب برخی دیگر که استاد استدلال های غیر علمی ولی لری کش (مقصود لری کینگ است) می گویند که خیر؛ اپسیلون این قدرها هم کم نیست. اپسیلون ذره ای نیست که از اندکی در تصورت نمی گنجد، بلکه آن قدر بزرگ است که در مغز پوکت جا نمی شود! یعنی از کله ی آدمی زاد هم بزرگ تر است. پس اختلاس ما اپسیلونی بیش نبود. یک اپسیلون اختلاس که این همه دعوا نداره، داره؟! نداره.
رو: رو بخشی از ویژگی های روحی و روانی انسان هاست که در بعضی کمبود آن دیده می شود، در برخی به مقدار کافی موجود است و در برخی نیز بیش از حد مجاز. دسته ی سوم همان ها هستند که وصف الحالشان ضرب المثل «رو که نیست، سنگ پای قزوینه!» می باشد. این گروه که فعلاً از آن کم تر از دو گونه در جهان رؤیت شده است، آن قدر دوست داشتنی اند که اگر بخواهند، با همان میزان رویی که دارند روشنی روز را انکار می کنند و می گویند شب است و در جواب این پرسش که "اِ؟! چطور ممکنه؟! الآن که روزه! همه داریم می بینیم!" پاسخ می دهد: "یعنی ما نمی بینیم؟! ما کوریم؟! نه خیر! ببینید! شما می گید روزه! ولی اگه از میوه فروشی سر کوچه ی ما بپرسین می گه شبه!" و وقتی می روی بپرسی می بینی که خانه یشان را به خیابان پاستور منتقل کرده اند و اگر بگویی می گوید دیگر در آن محله زندگی نمی کند و سپس خواهد گفت: "قانون که عطف به ما سبق نمی شه! می شه؟ نمی شه!"
در بسیاری از جملات بالا و این یادداشت، از افعال معکوس استفاده شده است و اصلاً رئیس جمهور می خواست اون دوبیتی را نگوید تا من هم این دو بیتی را نگویم. پس این به آن در!
منبع : http://ehsanrastgar.blogfa.com/post-1266.aspx